جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
52
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
شماست و گرنه من لايق اين صفات نيستم . البته من كارى جز اظهار گوشهاى از حقايق و افشاى بسيارى از خرافات - كه بخشى از زواياى تاريخ ما را فرا گرفته است - انجام ندادهام . من اعتراف مىكنم كه در بررسى شخصيت علىبن ابىطالب همچنان قصور دارم ، زيرا كه يك نويسنده هراندازه كه كار كند و هرقدر كه كوشش بنمايد و به هر مقدار هم كه نيرومند باشد ، اگر بخواهد شخصيت يك انسان عادى را بررسى نموده و به حقيقت او برسد يا عمق واقعى او را دريابد ، نمىتواند حق مطلب را ادا كند ، پس چطور مىشود دربارهء شخص علىبن ابىطالب و يا مانند او ، حق مطلب را ادا كرد ؟ اجازه خواستهايد كه هر پنج جلد كتاب مرا به زبان فارسى ترجمه كنيد . من اين اجازه را به شما مىدهم و اميدوارم كه در ترجمهء آن دقت لازم بهعمل آيد تا ترجمهء كتاب ، بهطور كلى ، از نقطه نظر موضوع و بيان ، مطابق اصل كتاب باشد . از نامهء شما فهميدم - چنانكه از پيش هم اطلاع داشتم - بعضى از برادران در ايران ، كتاب ملخص نخستين مرا به فارسى ترجمه كردهاند ، ولى از جهات گوناگون در اين زمينه روش خوبى را انتخاب نكردهاند ؛ مثلًا سادهترين اصول را رعايت نكرده و كتاب را بدون اجازهء من ترجمه نمودهاند و يا اينكه حقوق تأليف و رنج و كوشش مرا در نظر نگرفتهاند و يا حتى پس از ترجمه ، يك نسخه از كتاب ترجمه شده را براى من نفرستادهاند ؟ و همينطور متن اصلى كتاب را دگرگون ساخته و مطالبى را از آن حذف و يا بر آن افزودهاند . در صورتىكه در كشورهاى مترقى ، محال است كه يكى از اين امور صورت پذيرد ، تا چه رسد به اينكه همهء آنها يكجا انجام يابد ؟ . . . اما مختصرى از تاريخ زندگى من كه خواسته بوديد : 1 . محل تولد : جديده ، مرجعيون - لبنان ، سال 1926 ( ميلادى ) .